السيد موسى الشبيري الزنجاني

2235

كتاب النكاح ( فارسى )

" ربما نقل عن بعض الاصحاب " مىفرمايد : و هذا القول نقله السيد الفاخر عن بعض الاصحاب و لم يعيّنه ، قال المصنف ، [ يعنى الشهيد الاوّل على الظاهر ] و هو الظاهر من كلام الراوندى فى شرح النهايه محتجّا بشمول الرواية و الأخبار المطلقة ، منها حسنة ابن ابى عمير . . . فى الرجل يعبث و قريب منه رواية . . . موسى بن سعدان عنه « عليه السلام » . شهيد ثانى خود صلاحيت اخبار را براى تعلق حكم به مفعول پذيرفته ، و ظاهر نقل شهيد اول از قطب راوندى « 1 » بدون انتقاد از آن اين است كه ايشان هم صلاحيت اين مطلب را قبول دارد . در كلمات علماء گذشته هم در 8 كتاب با تعبير ضمير ، همچون روايات ، فتواى خود را ذكر كرده‌اند كه اگر ما در روايات احتمال تعلق حكم به مفعول را مطرح كرديم ، در اين كتب هم اين احتمال وجود دارد « 2 » . اين كتب عبارتند از : فقه رضوى در دو مورد ( ص 243 ، 278 ) موصليات ثالثه سيد مرتضى ، نهايه و خلاف شيخ طوسى ، مهذب ابن برّاج ، اصباح كيدرى ، ارشاد علّامه حلى ، مفاتيح فيض . در برخى كتب هم تصريح شده كه به مفعول حكمى از جهت فاعل تعلق نمىگيرد و گروهى دعواى اجماع هم كرده‌اند كه در جلسهء قبل ذكر شد ، و ساير فقهاء كه ما مراجعه كرديم در سياق ذكر محرمات ، تنها خواهر و مادر و دختر مفعول را ذكر كرده و در مورد اقوام فاعل چيزى ذكر نكرده‌اند كه ظاهر آن عدم حرمت است . به هر حال وقتى شهيد ثانى صلاحيت ارجاع ضمير را به مفعول مطرح ساخته و سيد فاخر آن را از برخى اصحاب نقل كرده و قطب راوندى هم در شرح نهايه قائل شده ، و از سوى ديگر ، در مثالهاى عرفى هم بسيار مىبينيم كه نحوه ارجاع ضمير به روشنى معلوم نيست و به ديگر بيان ، همچنانكه لف‌ونشر مرتّب وجود دارد ، لف‌ونشر

--> ( 1 ) در ذريعه 14 : 110 شرح نهايه الاحكام به نام مغنى را به قطب راوندى نسبت داده مىگويد : و هو غير شرح مشكلات النهاية و غير شرح ما يجوز و ما لا يجوز من النهايه و غير نهيه النهايه و الجميع له . . . ( 2 ) غير از اين كتب ، كتب ديگرى هم با ضمير تعبير كرده‌اند ولى در قبل يا بعد آنها قرائنى وجود دارد كه مرجع ضمير را مشخص مىكند و ما آنها را نياورديم .